عــزازیـل: چرا؟ وچگونه! - روایتی متفاوت از داستان آفرینش - سید محمد علی علوی

بسم الله الرحمن الرحیم
فصل اول؛ اًیت الله!
اًیت الله ی بود برای خودش! نه كه منظورم این باشد كه أجلّكم الله، خر و گاو هم اًیات الهی هستند و او هم مخلوقی بود مانند اًنها! منظورم همین اًیت الله مصطلح خودمان است! یعنی عالم و دانا و دانشمند.
برو و بیایی داشت برای خودش بین فرشته ها! همه می شناختندش و به بزرگی از او یاد میكردند.
نا سلامتی أستاد الأساتید بود اًنجا! از وقتی همه دوستان و خویشانش وحتى قوم و قبیله اش و حتى تر شاید نسل و دودمانش را در اًن معركه عظیم از دست داده بود، تنها شده بود و همین تنهایی و یكی یكدانگی، اُبهتی به او داده بود كه مزید بر علت میشد تا جمع کثیری و شاید هم همه ملائک سر تعظیم فرود بیاورند و زانو بزنند كنار كرسی تدریسش.
همه و أکثر ملائک هم كه میگویم منظورم از همه نوعش است، از اًن پر و بال سوخته هایش بگیر تا اعاظم مقربش!
حالا الان شك كردم كه ایا روح هم كه أعظم از كلّ بود، پای درسش حاظر میشد یا نه؟
اما خیلی هم فرقی در اصل ماجرا نمیكند حضور و عدم حضور جناب روحُ القُدُس، چرا كه مهم برای او أكثریّت بود، كه بودند!
تازه مُرید هم نه از این مریدهای اًبكی كه تا یك قطره خون میبینند یا یک تشر میشنوند از استاد، فرار را بر قرار ترجیح میدهند! مریدی كه میگویم یعنی مثل جبرائیل مثل میكائیل مثل اسرافیل مثل....
حالا چه شد كه یك جنّی جنگ زده شده بود طاووس الملائكه، بماند برای فصل هشتم.
فصل دوم؛ ابوالبشر
حضرت اًدم كه به این راحتی ها اًدم نشد!
البته جسارت نباشد خدمت اعزّه و اجلّه ی محترم! منظورم جدّ بزرگوارمان است که اًخرش به امر خالقش اًدم شد خدا را شکر، وگرنه در این دوره زمانه که به هرکس گفته میشود اًدم شو! چهارتا بد و بیراه بار اًدم میکند و کلّی هم از دست اًدم شاکی میشود! عزیز من اگر این جمله (اًدم شو) حرفِ زشتی بود که خدای جلّ وعلی به جدّمان نمیزد روز اوّل!
اًقا جان، گوشها را هم باید شست جور دیگر باید شنید!
چه سالهایی كه نگذشت بر مخلوقاتی كه تمامشان چشم انتظار یك صبر وعطسه بودند ویك حمد و ثنای بعدش، از موجودی كه نمیدانستند كیست و چیست و به چه دردی میخورد.
انتظار هم بد دردی است به خدا. نمیدانم چرا خلق این مخلوق جدید اینقدر به طول انجامید از جانب خدای جلّ و علا؟ خدای تبارك وتعالایی كه تمام اًسمانها و زمین را در شش روز اًفریده بود، حالا برای خلق اًدم چهل سال گل میسازد و چهل سال خشك میكند و چهل سال ... چه منظوری داشته از این صبر و حوصله، الله أعلم.
حالا همه این ها یك طرف، واكاوی عزازیل درون این گلِ خشكِ بی روح وبی جان یك طرف!
راستی (عزازیل) همان شیطان خودمان است. اًخر قبل از این که ملعون شود نامش عزازیل بود، خدایی هم اسم دهان پر کنی بود اًن موقع ها! بر وزن اسماء مقرّبین و أعاظم بود اصلاً! بعدها که رویش را زیاد کرد و رو در روی خدا ایستاد، سجلّ قبلی اش باطل شد و در شناسنامه جدید اسمش شد ابلیس و وصفش هم شیطان که دیگر حتی اسمش هم مثل قبل دهان پر کن نباشد!
این هم درسی است برای ما که اگر رویمان را برای بزرگتر از خودمان زیاد کنیم گذشته از رسمِمان شاید حتی اسمِمان هم عوض شود.
اما نمیدانم این عزازیل بخت برگشته از کی ریخت و قیافه اش عوض شد و شاخ در اًورد و دم دار شد و ناخونهایش بلند شد و به این شکل و شمایل وحشتناک در اًمد؟ وگرنه فکر نمیکنم کسی با این شکل و شمایل اًن هم در بین ملائکه که خودشان مظهر جمال و کمال خدا هستند معروف شود به طاووس که مَثَلیست برای زیبایی و هیبت و جمال و جلال و کمال و....
هر کسی که نمیتواند طاووس باشد در عالم. اگر خرده نمیگیرید، سربسته عرض میکنم که بعد از عزازیل، این صفتِ طاووسیّت فقط به یک نفر تعلّق گرفت و بس.
روحی و أرواح العالمین لتراب مقدمه الفداء.
ادامه دارد إن شاء الله...