آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد
  • میلاد با سر سعادت امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد
  • میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی علیه السلام بر تمام دوستداران . ارادتمندان حضزتش مبارک باد
  • شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد
  • میلاد امام باقر علیه السلام بر تمام شیعیان حضرتش مبارک
  • شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر تمام شیعیان آن حضرت تسلیت
  • سخنرانی سید عادل علوی به مناسبت ایام فاطمیه
  • عوامل پشت صحنه برنامه (الکرامة الإنسانية) شبکه جهانی دعاء
  • شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • ولادت حضرت زینب (سلام الله علیها) بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد
  • دیدار با جمعی از جوانان لبنانی مقیم کشور سوئد
  • دیدار با جمعی از جوانان مجاهد لبنانی
  • رحلت جانگداز حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها بر تمام دوستداران اهل بیت تسلیت باد
  • سالروز ولادت اقا امام حسن عسکری علیه السلام بر تمام شیعیان جهان مبارک باد
  • سخنرانی استاد حاج سید عادل علوی (بصره _ منطقه دیر )
  • افتتاح نمایشگاه بین المللی کتاب دانشکده جهانی آل البِيت ع
  • مراسم دهه اول محرم الحرام سال 1397 شمسی
  • مجلس روضه ويژه خواهران یکشنبه 21 مرداد ٩٧
  • سی و ششمین سالگرد ارتحال عالم ربانی آیت الله مرحوم سید علی علوی
  • شهادت حضرت امام موسى كاظم را به تمام شيعيان تسليت میگوییم
  • آخرین اخبار

    خبرهای تصادفی

    خبرهای پربازدید

    شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد



    شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد


    تنها، غریب، بی کس و بی آشیان شدی

    تبعیدی مجاور یک پادگان شدی

    طوفان غم شکوه بهار تو را گرفت

    بیهوده نیست این همه رنگ خزان شدی

    آقا … مدینه، سامره فرقی نمیکند

    وقتی شبیه مادر خود قد کمان شدی

    مانند کوه مانده‌ای و ایستاده‌ای

    هرچند بار‌ها هدف دشمنان شدی

    دیروز گنبد حرمت ریخت بر زمین

    امروز نیز هجمه‌ی زخم زبان شدی

    سیلی محکمی زده نامت به دشمنان

    تو خار چشم طرح زنا زادگان شدی

    آقا غرور سینه زنانت شکسته شد

    حرمت شکسته‌ی ستم این و آن شدی

    اینک بگو که شیر درآید ز. پرده باز

    وقتی دوباره سخره‌ی نا بِخردان شدی

    گاهی بلاکش ستم ناروا شدی

    گاهی پیاده در پی مرکب روان شدی

    گاهی به یاد کرب و بلا گریه کردی و

    گاهی کنار قبر خودت روضه خوان شدی

    گاهی تو را به مجلس مِی بُرد دشمنت

    پر غصه از تعارف نامحرمان شدی

    گیرم تو را به بزم شرابی کشیده اند

    کی میهِمان طشت زر و خیزران شدی

    بزم شراب رفتی و یاور نداشتی

    با یاد عمه جان خودت خون فشان شدی