آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • برنامه زنده حاج سيد عادل علوي به مناسبت عيد عید قربان سال 1440هـ شبکه الإمام الرضا (علیه السلام )
  • میلاد امام علی بن محمد الهادی (علیه السلام) بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • مراسم سخنرانی حاج سيد عادل العلوي در مشهد مقدس و استان قدس رضوی
  • شهادت جانگداز حضرت محمد بن علی الباقر علیه السلام بر تمام شعیان حضرتش تسلیت باد
  • شهادت حضرت امام جواد علیه السلام تسلیت باد
  • میلاد با سعادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر تمام دوستداران و شیعیان حضرتش مبارک باد
  • شهاىت امام جعفر بن محمدالصادق علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • شماره ششم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره پنجم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره چهارم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره سوم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره دوم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شهادت مظلومانه حضرت علی علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • سخنرانی ماه مبارک رمضان سید عادل علوی 1398
  • پایان مراسم سالگرد مرحوم ایت الله سید علی علوی
  • سی و هفتمین سالگرد ارتحال عالم ربانی آیت الله مرحوم سید علی علوی
  • نیمه شعبان سالروز ولادت حجة بن الحسن العسکری حضرت اباصالح المهدی بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • سالروز ولادت حضرت امام علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام بر تمام شیعیان مبارک باد
  • میلاد قمر منیر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس بر دوستداران حضرتش مبارک باد
  • شب میلاد امام حسین علیه السلام سرور و سالار شهیدان بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • آخرین اخبار

    خبرهای تصادفی

    خبرهای پربازدید

    سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد


    سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد 

    یادش به خیر روز و شبم با حسین بود

    ذكر بی اختیار لبم یا حسین بود

    پا تا سرِ عقیله سراپا حسین بود

    وقتِ اذان اشهدِ من یا حسین بود

    ما تار و پودِ رشته یِ پیراهن همیم

    یعنی من و حسین، حسین و منِ همیم

    دور از تو هست ولی دست از تو بر نداشت

    خسته شده ست ولی دست از تو برنداشت

    از پا نشست ولی دست از تو برنداشت

    زینب شكست ولی دست از تو برنداشت

    مانند من كسی به غم و رنج تن نداد

    آه و غمی چنین به دلِ پنج تن نداد

    یادش به خیر بال و پرش می شدم خودم

    سایه به سایه همسفرش می شدم خودم

    یك عمر مادر و پدرش می شدم خودم

    جایِ همه فدایِ سرش می شدم خودم

    نامِ حسین حكمِ قسم را گرفته بود

    یك شب ندیدنش نفسم را گرفته بود

    یادم می آید آینه رویِ حسین بود

    اشكِ دو چشمم آبِ وضویِ حسین بود

    هم پنجه هام شانه ی موی حسین بود

    هم بوسه های زیرِ گلوی حسین بود

    یادم نرفته نیمه شب از خواب می پرید

    یادم نرفته تشنه لب از خواب می پرید

    ماندند كربلا كس و كاری كه داشتیم

    آتش گرفت دار و نداری كه داشتیم

    بی سر شدند ایل و تباری كه داشتیم

    از ما گرفت كوفه قراری كه داشتیم

    یك روز خانه یِ پدرِ من شلوغ بود

    یادش به خیر دور و برِ من شلوغ بود

    جای سلام سنگ به من پرت كرده اند

    از پشت بام سنگ به من پرت كرده اند

    زن هایِ شام سنگ به من پرت كرده اند

    شاگردهام سنگ به من پرت كرده اند

    داغت نشست قلبِ صبور مرا شكست

    زخمِ زبانِ شام غرور مرا شكست

    حالا فقط به پیرُهنش فكر می كنم

    می سوزم و به سوختنش فكر می كنم

    دارم به دست و پا زدنش فكر می كنم

    بسكه به نیزه و دهنش فكر می كنم ...

    با روضه ی برادرم از هوش می روم

    با ضجه هایِ مادرم از هوش می روم

    از هر كه تازه آمده از راه نیزه خورد

    گَهگاه سنگ، گاه لگد، گاه نیزه خورد

    شد نوبت سنان، دهنِ شاه نیزه خورد

    در كُل هزار و نهصد و پنجاه نیزه خورد

    آنقدر سنگ خورد كه آئینه اش شكست

    در زیرِ نعل ها قفسِ سینه اش شكست

    وای از محاسن تو و انگشت های شمر

    وای از لب و دهان تو و جای پای شمر

    مثل تن تو خورد به من چكمه های شمر...