آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام بر تمام شیعیان حضرتش تسلیت باد
  • عيد الله الاكبر، عيد الولاية، عيد غدير بر تمام شیعیان جهان مبارک باد
  • برنامه زنده حاج سيد عادل علوي به مناسبت عيد عید قربان سال 1440هـ شبکه الإمام الرضا (علیه السلام )
  • میلاد امام علی بن محمد الهادی (علیه السلام) بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • مراسم سخنرانی حاج سيد عادل العلوي در مشهد مقدس و استان قدس رضوی
  • شهادت جانگداز حضرت محمد بن علی الباقر علیه السلام بر تمام شعیان حضرتش تسلیت باد
  • شهادت حضرت امام جواد علیه السلام تسلیت باد
  • میلاد با سعادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر تمام دوستداران و شیعیان حضرتش مبارک باد
  • شهاىت امام جعفر بن محمدالصادق علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • شماره ششم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره پنجم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره چهارم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره سوم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره دوم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شهادت مظلومانه حضرت علی علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • سخنرانی ماه مبارک رمضان سید عادل علوی 1398
  • پایان مراسم سالگرد مرحوم ایت الله سید علی علوی
  • سی و هفتمین سالگرد ارتحال عالم ربانی آیت الله مرحوم سید علی علوی
  • نیمه شعبان سالروز ولادت حجة بن الحسن العسکری حضرت اباصالح المهدی بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • سالروز ولادت حضرت امام علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام بر تمام شیعیان مبارک باد
  • آخرین اخبار

    خبرهای تصادفی

    خبرهای پربازدید

    شهادت جانگداز حضرت محمد بن علی الباقر علیه السلام بر تمام شعیان حضرتش تسلیت باد




    شهادت جانگداز حضرت محمد بن علی الباقر علیه السلام بر تمام شعیان حضرتش تسلیت باد

     

    چه تفاوت بکند ناله کند یا نکند
    که دل سوخته را ناله مداوا نکند

    چه تفاوت بکند پا بکشد یا نکشد
    کاش می
    شد خودش اینقدر تقلا نکند

    زهر اینبار چه دارد متورم شده است
    زهر با این تن بیمار مدارا نکند

    این جوانی که کنار پدر اُفتاده زمین
    چه کند گریه اگر بر سرِ بابا نکند

    اینهمه جایِ جراحات برای شام است
    زهر هرچند که سخت است چنین تا نکند

    نَفَس آخر و با روضهی ویرانه گریست
    نشد او یاد غمِ عمه
    ی خود را نکند

    یادش اُفتاد که هم بازیِ او میاُفتاد
    سنگ رحمی به سرِ دخترِ نوپا نکند

    گفت دستم... سرِ زنجیر به دستش بستند
    پس از آن شِکوه
    ای از آبلهی پا نکند

    کاش میشد که سرِ بام کسی ننشیند
    یا اگر رفت فقط شعله مهیا نکند

    یاکه رَقّاصهشان موقعِ هُل دادنمان
    خنده بر گریه
    ی ذریّهی زهرا نکند

    چادر عمه پناهش شد و نالید : سرم...
    چه کنم تا که مرا زجر تماشا نکند

    زنِ غساله چه فهمید که می
    گفت به خود
    بهتر این است که این مقنعه را وا نکند