آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • میلاد حضرت امام حسن عسکرس علیه السلام
  • سخنراني استاد سید عادل علوی در ایام میلاد پیامبر و امام صادق علیهما السلام
  • افتتاح نمايشگاه بین المللی كتاب درجامعة آل البيت عليهم السلام العالمية
  • آغاز امامت حضرت مهدی صاحب زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف
  • شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام
  • شهادت حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بر تمام شیعیان و پیروان حضزتش تسلیت باد
  • ایام سوگواری وفات پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی و شهادت حضرت امام حسن مجتبی برتمام مسلمانان جهان تسلیت باد
  • شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام بر تمام شیعیان حضرتش تسلیت باد
  • عيد الله الاكبر، عيد الولاية، عيد غدير بر تمام شیعیان جهان مبارک باد
  • برنامه زنده حاج سيد عادل علوي به مناسبت عيد عید قربان سال 1440هـ شبکه الإمام الرضا (علیه السلام )
  • میلاد امام علی بن محمد الهادی (علیه السلام) بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • مراسم سخنرانی حاج سيد عادل العلوي در مشهد مقدس و استان قدس رضوی
  • شهادت جانگداز حضرت محمد بن علی الباقر علیه السلام بر تمام شعیان حضرتش تسلیت باد
  • شهادت حضرت امام جواد علیه السلام تسلیت باد
  • میلاد با سعادت امام علی بن موسی الرضا علیه السلام بر تمام دوستداران و شیعیان حضرتش مبارک باد
  • شهاىت امام جعفر بن محمدالصادق علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • شماره ششم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره پنجم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره چهارم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • شماره سوم نشریه تهذیبی تربیتی حق منتشر شد
  • آخرین اخبار

    خبرهای تصادفی

    خبرهای پربازدید

    شهادت حضرت امام موسى كاظم را به تمام شيعيان تسليت میگوییم



    عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را
    خواندیم بعد از ربنا باب الحوائج را
    روزی ما کرده خدا باب الحوائج را
    از ما نگیرد کاش "یا باب الحوائج " را

    هرکس صدایش کرد بیچاره نخواهد شد
    کارش به یک مو هم رسد پاره نخواهد شد

    یادش بخیر آن روزها که مادر خانه
    گه گاه میزد پرچمی را سردر خانه
    پر می شد از همسایه ها دور و بر خانه
    یک سفره ی نذری ، قدر وسع شوهر خانه

    مادر پدرهامان همین که کم میاوردند
    یک سفره ی موسی بن جعفر نذر می کردند

    عصر سه شنبه خانه ی ما رو به را میشد
    یک سفره می افتاد و درد ما دوا میشد
    با اشک وقتی چشم مادر آشنا میشد
    آجیل های سفره هم مشکل گشا میشد

    آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود
    نان و پنیر سفره ی موسی بن جعفر بود

    گاهی میان روضه ی ما شور می آمد
    پیرزنی از راه خیلی دور می آمد
    با دختری از هر دو چشمش کور ... می آمد
    بهر شفای کودک منظور میِ آمد

    یک بار در بین دعا مابین آمینم
    برخاست از جا گفت دارم خوب می بینم

    آنکه توسل یاد چشمم داد مادر بود
    آنکه میان روضه می زد داد مادر بود
    آنکه کنار سفره می افتاد مادر بود
    گریه کن زندانی بغداد مادر بود

    حتی نفس در سینه ی او گیر می افتاد
    هر بار که یاد غل و زنجیر می افتاد

    می گفت چیزی بر لبش جز جان نیامد ... آه
    در خلوت او غیر زندانبان نیامد ... آه
    این بار یوسف زنده از زندان نیامد ... آه
    پیراهنش هم جانب کنعان نیامد ... آه

    از آه او در خانه ی زنجیر شیون ماند
    بر روی آهن تا همیشه ردّ گردن ماند

    این اتفاق انگار که بسیار می افتاد
    نه نیمه ی شب موقع افطار می افتاد
    هر شب به جانش دست بد کردار می افتاد
    انقدر میزد دست او از کار می افتاد

    وقتی که فرقی بینشان در چشم دشمن نیست
    صد شکر که مرد است زیر دست و پا زن نیست