آخرین اخبار خبرهای تصادفی خبرهای پربازدید
  • شهادت مظلومانه حضرت علی علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • سخنرانی ماه مبارک رمضان سید عادل علوی 1398
  • پایان مراسم سالگرد مرحوم ایت الله سید علی علوی
  • سی و هفتمین سالگرد ارتحال عالم ربانی آیت الله مرحوم سید علی علوی
  • نیمه شعبان سالروز ولادت حجة بن الحسن العسکری حضرت اباصالح المهدی بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • سالروز ولادت حضرت امام علی بن الحسین زین العابدین علیه السلام بر تمام شیعیان مبارک باد
  • میلاد قمر منیر بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس بر دوستداران حضرتش مبارک باد
  • شب میلاد امام حسین علیه السلام سرور و سالار شهیدان بر تمام شیعیان حضرتش مبارک باد
  • سالروز وفات حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد
  • میلاد با سر سعادت امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد
  • میلاد با سعادت جواد الائمه حضرت امام محمد تقی علیه السلام بر تمام دوستداران . ارادتمندان حضزتش مبارک باد
  • شهادت جانسوز امام علی نقی(ع) تسلیت باد
  • میلاد امام باقر علیه السلام بر تمام شیعیان حضرتش مبارک
  • شهادت بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر تمام شیعیان آن حضرت تسلیت
  • سخنرانی سید عادل علوی به مناسبت ایام فاطمیه
  • عوامل پشت صحنه برنامه (الکرامة الإنسانية) شبکه جهانی دعاء
  • شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش تسلیت باد
  • ولادت حضرت زینب (سلام الله علیها) بر تمام شیعیان و دوستداران حضرتش مبارک باد
  • دیدار با جمعی از جوانان لبنانی مقیم کشور سوئد
  • دیدار با جمعی از جوانان مجاهد لبنانی
  • آخرین اخبار

    خبرهای تصادفی

    خبرهای پربازدید

    شهادت حضرت امام موسى كاظم را به تمام شيعيان تسليت میگوییم



    عمری زدیم از دل صدا باب الحوائج را
    خواندیم بعد از ربنا باب الحوائج را
    روزی ما کرده خدا باب الحوائج را
    از ما نگیرد کاش "یا باب الحوائج " را

    هرکس صدایش کرد بیچاره نخواهد شد
    کارش به یک مو هم رسد پاره نخواهد شد

    یادش بخیر آن روزها که مادر خانه
    گه گاه میزد پرچمی را سردر خانه
    پر می شد از همسایه ها دور و بر خانه
    یک سفره ی نذری ، قدر وسع شوهر خانه

    مادر پدرهامان همین که کم میاوردند
    یک سفره ی موسی بن جعفر نذر می کردند

    عصر سه شنبه خانه ی ما رو به را میشد
    یک سفره می افتاد و درد ما دوا میشد
    با اشک وقتی چشم مادر آشنا میشد
    آجیل های سفره هم مشکل گشا میشد

    آنچه همیشه طالبش چندین برابر بود
    نان و پنیر سفره ی موسی بن جعفر بود

    گاهی میان روضه ی ما شور می آمد
    پیرزنی از راه خیلی دور می آمد
    با دختری از هر دو چشمش کور ... می آمد
    بهر شفای کودک منظور میِ آمد

    یک بار در بین دعا مابین آمینم
    برخاست از جا گفت دارم خوب می بینم

    آنکه توسل یاد چشمم داد مادر بود
    آنکه میان روضه می زد داد مادر بود
    آنکه کنار سفره می افتاد مادر بود
    گریه کن زندانی بغداد مادر بود

    حتی نفس در سینه ی او گیر می افتاد
    هر بار که یاد غل و زنجیر می افتاد

    می گفت چیزی بر لبش جز جان نیامد ... آه
    در خلوت او غیر زندانبان نیامد ... آه
    این بار یوسف زنده از زندان نیامد ... آه
    پیراهنش هم جانب کنعان نیامد ... آه

    از آه او در خانه ی زنجیر شیون ماند
    بر روی آهن تا همیشه ردّ گردن ماند

    این اتفاق انگار که بسیار می افتاد
    نه نیمه ی شب موقع افطار می افتاد
    هر شب به جانش دست بد کردار می افتاد
    انقدر میزد دست او از کار می افتاد

    وقتی که فرقی بینشان در چشم دشمن نیست
    صد شکر که مرد است زیر دست و پا زن نیست